خرید بک لینک
اون موقعه که نمیدونستیم دل و عشق و قلب چیه. اون موقعه که قلب و دلمون آکبند بود. همون موقعه ها که تازه دو دوتا چهارتا رو داشتیم یاد میگرفتیم. همون موقعه که تقریبا شیش ،هفت سال پیش بود. یکی در قلبم رو زد.... باز کردم بگم کیه... دیدم هیچ کس... گفتم شاید کسی اذیت کرده...برگشتم....دیدم یه فرشته،زیباترین موجود زندگیم روبه رومه.... اون لحظه...فقط میتونستم نگاه کنم،و حس کنم حسی رو که زیبا ترین بود و هست

برچسب: سرگذشت, نویسنده: ایلیا رستمیان تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 0:58

صفحه بندی